مرگ را مي گفت « اَحْلي مِنْ عَسَل » آن نازنين
سيزده آئينه مي روييد از تابيدنش
غنچه مي شد آسمان در لحظه ي خنديدنش
گونه هاي خشك او وقت وداعِ با حسين
جرعه جرعه تشنگي نوشيد از بوسيدنش
مرگ را مي گفت « اَحْلي مِنْ عَسَل » آن نازنين
مي رسيد اي عشق هنگام عسل نوشيدنش
ديدني بود اشتياقش ، ديدني ترگشته بود
روي مركب رفتن و جوشن به تن پوشيدنش
شوقِ در آغوش بگرفتن شهادت را دمي
سخت باشد سخت ، حتيّ يك نفس فهميدنش
مي رود امّا صداي پاي گلچين مي رسد
شد فلك را گوئيا هنگامه ي گل چيدنش
نوجوان و كارزار و اين دليري در نبرد
شد تماشايي در آن دشت بلا جنگيدنش
تيغ ها در دست گل چينان و او روي زمين
باغبان آمد در آن لحظه براي ديدنش
اشك مي غلتيد بر گلبرگ رخسار حسين
چون نظر مي كرد خونين دل به خون غلتيدنش
هر كه در دل ناله دارد ناله ، « ياسر » مي توان
عمق درد و داغ را فهميد از ناليدنش
+ نوشته شده در شنبه ۲ دی ۱۳۹۱ ساعت توسط اصغر چرمي
|
درسي كه سیرهی مقام معظم رهبری برای همه دارد، پرهیز از شعارزدگیِ صِرف و توجه به عمق است. یعنی جوانان پرشور و انقلابی باید بخش عمدهی انرژی و توان خود را بر عمقدادن به معرفت دینی و بصیرت خود و پیگیری مطالبات مهم رهبری متمركز كنند