دلی آواره آوردم کنارت

کنار آستان پر غبارت

نگاهی کن که باشد قلب من هم

یکی از یا کریمان مزارت

***

فرات خون شده چشم تو سی سال

میان روضه ها می رفتی از حال

دل تو هروله می کرد یک عمر

میان خیمه گاه و تلّ و گودال

يوسف رحيمي