علی آهی

بوسه گاه قدسیان را خصم کافر سوخته

بیت ناموس الهی ، ز آتش در سوخته

آتشی افروخته از بغض و کین ، نمرودیان

کز شرارش قلب پر داغ پیغمبر سوخته

ثانی نمرود آتش زد بگلزار خلیل

جان ابراهیم را ، زان سوز آذر ، سوخته

قتلگه شد خانه زهرا و محسن شد شهید

از غمش جان پدر ، چون قلب مادر ، سوخته

سر کشید از مهبط وحی الهی شعله ها

کز شرار آن ، ز جبرائیل شهپر سوخته

در میان دود و آتش پهلوی زهرا شکست

مخزن سرّ خدا و عرش داور ، سوخته

در مدینه سوخت بین شعله ها مادر ولی

در خیام کربلا هستی دختر ، سوخته

جان هفتاد و دو ملت سوزد«آهی» زین شرر

کز عطش در دشت خون ، گل های پرپر سوخت